رباعی شمارهٔ 1039
Toggle stanza 1رفت آنکه نبود کس به خوبی یارش
11
رفت آنکه نبود کس به خوبی یارش
بیآنکه دلم سیر شد از دیدارش
22
او رفت و نماند در دلم تیمارش
آری برود گل و بماند خارش
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
کو دل که بداند نفسی اسرارش
کو گوش که بشنود دمی گفتارش
عطارمختارنامهباب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ بیحوصله و معانی كه تعلّق بهشمارهٔ 5
بر من بگریست نرگس خمارش
تا خیره شدم ز گریهٔ بسیارش
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1025
چون رنگ بدزدید گل از رخسارش
آویخت صبا چو رهزنان بردارش
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1031
آندیده که هست عاشق گلزارش
مشغول کجا کند سر هر خارش
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 993
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

