رباعی شمارهٔ 993
Toggle stanza 1آندیده که هست عاشق گلزارش
11
آندیده که هست عاشق گلزارش
مشغول کجا کند سر هر خارش
22
گر راست بود یار دهد پرگارش
ور کژ نگردد راست نیاید کارش
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
کو دل که بداند نفسی اسرارش
کو گوش که بشنود دمی گفتارش
عطارمختارنامهباب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ بیحوصله و معانی كه تعلّق بهشمارهٔ 5
بر من بگریست نرگس خمارش
تا خیره شدم ز گریهٔ بسیارش
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1025
چون رنگ بدزدید گل از رخسارش
آویخت صبا چو رهزنان بردارش
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1031
رفت آنکه نبود کس به خوبی یارش
بیآنکه دلم سیر شد از دیدارش
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1039
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

