رباعی شمارهٔ 1025
Toggle stanza 1بر من بگریست نرگس خمارش
11
بر من بگریست نرگس خمارش
تا خیره شدم ز گریهٔ بسیارش
22
گر نرگس او به سرمه آلوده بدی
آلوده شدی ز سرمهها رخسارش
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
کو دل که بداند نفسی اسرارش
کو گوش که بشنود دمی گفتارش
عطارمختارنامهباب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ بیحوصله و معانی كه تعلّق بهشمارهٔ 5
چون رنگ بدزدید گل از رخسارش
آویخت صبا چو رهزنان بردارش
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1031
رفت آنکه نبود کس به خوبی یارش
بیآنکه دلم سیر شد از دیدارش
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1039
آندیده که هست عاشق گلزارش
مشغول کجا کند سر هر خارش
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 993

