غزل شمارهٔ 1096

Toggle stanza 1
گر ز سر عشق او داری خبر
1
گر ز سر عشق او داری خبر
جان بده در عشق و در جانان نگر
2
عشق دریاییست و موجش ناپدید
آب دریا آتش و موجش گهر
3
گوهرش اسرار و هر سویی از او
سالکی را سوی معنی راه بر
4
سر کشی از هر دو عالم همچو موی
گر سر مویی از این یابی خبر
5
دوش مستی خفته بودم نیم شب
کاوفتاد آن ماه را بر ما گذر
6
دید روی زرد من در ماهتاب
کرد روی زرد ما از اشک تر
7
رحمش آمد شربت وصلم بداد
یافت یک یک موی من جانی دگر
8
گرچه مست افتاده بودم از شراب
گشت یک یک موی بر من دیده ور
9
در رخ آن آفتاب هر دو کون
مست لایعقل همی‌کردم نظر

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

روزه چون می داری ای شیرین پسر

کز دو لب بینم دهانت پرشکر

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 435

هیچ شادی نیست اندر این جهان

برتر از دیدار روی دوستان

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 12

سر فرو بردم میان آبخور

از فرنج منش خشم آمد مگر

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 48

پیر ما می‌رفت هنگام سحر

اوفتادش بر خراباتی گذر

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 396

گر ز سر عشق او داری خبر

جان بده در عشق و در جانان نگر

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 400

هی که را رنگی بود بی کر و فر

بیشکی هر کس برو دارد نظر

عطارنزهت الاحباببخش 19 - غزل

ای نهاده بر سر زانو تو سر

وز درون جان جمله باخبر

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1099

بس که می‌انگیخت آن مه شور و شر

بس که می‌کرد او جهان زیر و زبر

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1100

در چمن آیید و بربندید دید

تا نیفتد بر جماعت هر نظر

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1107

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور