بخش 12
شاعر: رودکی
Toggle stanza 1هیچ شادی نیست اندر این جهان
هیچ شادی نیست اندر این جهان
برتر از دیدار روی دوستان
هیچ تلخی نیست بر دل تلخ تر
از فراق دوستان پر هنر
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
روزه چون می داری ای شیرین پسر
کز دو لب بینم دهانت پرشکر
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 435
گر ز سر عشق او داری خبر
جان بده در عشق و در جانان نگر
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1096
ای نهاده بر سر زانو تو سر
وز درون جان جمله باخبر
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1099
بس که میانگیخت آن مه شور و شر
بس که میکرد او جهان زیر و زبر
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1100
در چمن آیید و بربندید دید
تا نیفتد بر جماعت هر نظر
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1107
پیر ما میرفت هنگام سحر
اوفتادش بر خراباتی گذر
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 396
گر ز سر عشق او داری خبر
جان بده در عشق و در جانان نگر
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 400
هی که را رنگی بود بی کر و فر
بیشکی هر کس برو دارد نظر
عطارنزهت الاحباببخش 19 - غزل
سر فرو بردم میان آبخور
از فرنج منش خشم آمد مگر
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 48
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

