بخش 48
شاعر: رودکی
Toggle stanza 1سر فرو بردم میان آبخور
سر فرو بردم میان آبخور
از فرنج منش خشم آمد مگر
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
روزه چون می داری ای شیرین پسر
کز دو لب بینم دهانت پرشکر
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 435
گر ز سر عشق او داری خبر
جان بده در عشق و در جانان نگر
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1096
ای نهاده بر سر زانو تو سر
وز درون جان جمله باخبر
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1099
بس که میانگیخت آن مه شور و شر
بس که میکرد او جهان زیر و زبر
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1100
در چمن آیید و بربندید دید
تا نیفتد بر جماعت هر نظر
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1107
پیر ما میرفت هنگام سحر
اوفتادش بر خراباتی گذر
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 396
گر ز سر عشق او داری خبر
جان بده در عشق و در جانان نگر
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 400
هی که را رنگی بود بی کر و فر
بیشکی هر کس برو دارد نظر
عطارنزهت الاحباببخش 19 - غزل
هیچ شادی نیست اندر این جهان
برتر از دیدار روی دوستان
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 12
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

