بخش 19 - غزل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: ر

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
هی که را رنگی بود بی کر و فر
1

هی که را رنگی بود بی کر و فر

بیشکی هر کس برو دارد نظر

2

و آن کس را کاتشی در جان بود

آتشش در جان چه باشد کارگر

3

ترک چشمی هر کرا زد ناوکی

دارد از دست زمانه در جگر

4

هرچه من با عاشقان کردم بجور

گردش ایام آوردش بسر

5

من چنین در آتش از کردار خویش

بلبل بیچاره از من بی خبر

6

ای صبای خوش نسیم آخر بدم

باد سردی بر من و گرمی ببر

7

این بگفت و گشت خامش تا برفت

از وجود نازنینش جان بدر

8

گر تو داری خاطر عطاروش

باشی از فیض خدا صاحب نظر

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

روزه چون می داری ای شیرین پسر

کز دو لب بینم دهانت پرشکر

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 435

هیچ شادی نیست اندر این جهان

برتر از دیدار روی دوستان

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 12

سر فرو بردم میان آبخور

از فرنج منش خشم آمد مگر

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 48

گر ز سر عشق او داری خبر

جان بده در عشق و در جانان نگر

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1096

ای نهاده بر سر زانو تو سر

وز درون جان جمله باخبر

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1099

بس که می‌انگیخت آن مه شور و شر

بس که می‌کرد او جهان زیر و زبر

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1100

در چمن آیید و بربندید دید

تا نیفتد بر جماعت هر نظر

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1107

پیر ما می‌رفت هنگام سحر

اوفتادش بر خراباتی گذر

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 396

گر ز سر عشق او داری خبر

جان بده در عشق و در جانان نگر

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 400

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور