غزل شمارهٔ 1191
شاعر: رومی
Toggle stanza 1ماییم فداییان جانباز
11
ماییم فداییان جانباز
گستاخ و دلیر و جسم پرداز
22
حیفست که جان پاک ما را
باشد تن خاکسار انباز
33
ز آغاز همه به آخر آیند
ز آخر برویم ما به آغاز
44
هین باز پرید جمله یاران
شه باز بکوفت طبل شهباز
55
شش سوی مپر بپر از آن سو
کاندر دل تو رسید آواز
66
هان ای دل خسته نقل ما را
روزی دو سه ماندست میساز
77
گر خواری وگر عزیزی این جا
زان سوست بقا و ملک و اعزاز
88
مگشای پر سخن کز آن سو
بیپر باشد همیشه پرواز
99
پوست سخنست اینچ گفتم
از پوست کی یافت مغز آن راز
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
بر جان من شکسته دل باز
کردی تو شراب خوردن آغاز
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1118
ای چشم تو پرده دار اعجاز
مژگان تو سایه پرور ناز
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4822
ای مطرب درد، پرده بنواز
هان! از سر درد در ده آواز
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 132
ای روی تو شمع پردهٔ راز
در پردهٔ دل غم تو دمساز
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 409
ای شیوهٔ تو کرشمه و ناز
تا چند کنی کرشمه آغاز
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 410
آن را که برد به مسند راز
اول در زاریش کند باز
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 286

