Toggle stanza 1
به گل پیراهنی امیدوارم
1

به گل پیراهنی امیدوارم

که خوشبو سازد آغوش و کنارم

2

من آن آسیمه صیادم درین بحر

که در دامم نمی گنجد شکارم

3

قضا هم سنگ کوهم داده سودا

به مویی برتر از او بسته بارم

4

فشانم خوشه باران ز مژگان

به شورش ابر دشت و کوهسارم

5

شود شوریده تر هر دم گل و آب

ازین مرغابیان چشمه سارم

6

به امید وصال آن پری وش

به شکلی هر نفس بت می نگارم

7

به ایمان نایم از پندار بیرون

عجایب مؤمن زنار دارم

8

گریبان می درم از عشق و کارش

که تاب این سر و سودا ندارم

9

ز شهری زادگان عشق پرسید

یکی از عارفان آن دیارم

10

به این خشکی گر آزادم گذارند

ز سرسبزان وادی یادگارم

11

«نظیری » ذوق شب خیزان ز من پرس

که از بی گه درین وادی سوارم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور