غزل شمارهٔ 423
Toggle stanza 1آتشین گفتار خاکی پیکرم
11
آتشین گفتار خاکی پیکرم
قطعه باغ خلیل آزرم
22
در دم احیای عیسی معجزم
در ید بیضای موسی دفترم
33
جای گل بلبل برآرد شاخ گل
گر فشانی بر چمن خاکسترم
44
عالم معنی به نورم روشن است
در حقیقت آفتاب دیگرم
55
غوطه ها در بحر معنی صنع کرد
تا بزاد از نه صدف یک گوهرم
66
از سخن هرکس هیولایی نمود
من هیولای سخن را جوهرم
77
کس به معیارم نمی آرد سخن
هین محک صاحب عیار و هین زرم
88
وصل معنی دیر اگر دستم دهد
پرده افلاک را برهم درم
99
جوهرم، جسمم، نمی دانم چیم؟
هرچه هستم غرق مهر حیدرم
1010
اختران چون سرمه در چشمم کنند
آسمان گوید غبار آن درم
1111
برتر از حال «نظیری » نکته ها
گویم و از خود نیاید باورم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

