غزل شمارهٔ 1812

Toggle stanza 1
نگارین مرا شد نوجوانی
1

نگارین مرا شد نوجوانی

که نو بادش نشاط و کامرانی

2

خطش پیرامن لب، گوییا خضر

برآمد گرد آب زندگانی

3

بمیرم بر سر کویش که باشد

سگان کوی او را میهمانی

4

نه بر رویت خطت، ای آیت حسن

که هست آن فتوی نامهربانی

5

من از باغ تو گر برگی نبندم

تو باری بر خور از شاخ جوانی

6

غمی چون کوه بر جانم نهادی

تو باقی مان که من بردم گرانی

7

چه یارد گفت در وصف تو خسرو

که هرچ اندر دل آرم، بیش از آنی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

سقاک الله یا خیر المغانی

ولا اخلاک عن وصل الغوانی

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 22

دریغا خلعت حسن جوانی

گرش بودی طراز جاودانی

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 28

نه آتش‌های ما را ترجمانی

نه اسرار دل ما را زبانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2656

خبر واده کز این دنیای فانی

به تلخی می‌روی یا شادمانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2668

برفتیم ای عقیق لامکانی

ز شهر تو تو باید که بمانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2669

مرا هر لحظه قربان است جانی

تو را هر لحظه در بنده گمانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2701

مگیر ای ساقی از مستان کرانی

که کم یابی گرانی بی‌گرانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2702

ز مهجوران نمی‌جویی نشانی

کجا رفت آن وفا و مهربانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2703

برون کن سر که جان سرخوشانی

فروکن سر ز بام بی‌نشانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2704

مرا هر لحظه منزل آسمانی

تو را هر دم خیالی و گمانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2705

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور