غزل شمارهٔ 2701
شاعر: رومی
Toggle stanza 1مرا هر لحظه قربان است جانی
مرا هر لحظه قربان است جانی
تو را هر لحظه در بنده گمانی
دو چشم تو بیان حال من بس
که روشنتر از این نبود بیانی
جهان چون نی هزاران ناله دارد
که یک نی دید از شکرستانی
از آن شکرستان دیدم نشانها
ندیدم از تو شیرینتر نشانی
مثال عشق پیدایی و پنهان
ندیدم همچو تو پیدا نهانی
جهان جویای توست و جای آن هست
مثل بشنو که جان به از جهانی
نهای بر آسمان ای ماه لیکن
شود هر جا که تابی آسمانی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
اگر تو سرگذشت من بدانی
دگر افسانه مجنون نخوانی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1811
نگارین مرا شد نوجوانی
که نو بادش نشاط و کامرانی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1812
سقاک الله یا خیر المغانی
ولا اخلاک عن وصل الغوانی
جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 22
دریغا خلعت حسن جوانی
گرش بودی طراز جاودانی
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 28
هم اکنون از هم اکنون داد بستان
که اکنونست بی شک زندگانی
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 198
تجلی سنگ را نومید نگذاشت
مترس از دورباش لن ترانی
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6969
هزاران جان سزد در هر زمانی
نثار روی چون تو دلستانی
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 797
به هر کویی مرا تا کی دوانی
ز هر زهری مرا تا کی چشانی
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 807
سحر در شاخسار بوستانی
چه خوش میگفت مرغ نغمه خوانی
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 25
نه آتشهای ما را ترجمانی
نه اسرار دل ما را زبانی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2656
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

