غزل شمارهٔ 1812
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1نگارین مرا شد نوجوانی
نگارین مرا شد نوجوانی
که نو بادش نشاط و کامرانی
خطش پیرامن لب، گوییا خضر
برآمد گرد آب زندگانی
بمیرم بر سر کویش که باشد
سگان کوی او را میهمانی
نه بر رویت خطت، ای آیت حسن
که هست آن فتوی نامهربانی
من از باغ تو گر برگی نبندم
تو باری بر خور از شاخ جوانی
غمی چون کوه بر جانم نهادی
تو باقی مان که من بردم گرانی
چه یارد گفت در وصف تو خسرو
که هرچ اندر دل آرم، بیش از آنی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
سقاک الله یا خیر المغانی
ولا اخلاک عن وصل الغوانی
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 22
دریغا خلعت حسن جوانی
گرش بودی طراز جاودانی
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 28
نه آتشهای ما را ترجمانی
نه اسرار دل ما را زبانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2656
خبر واده کز این دنیای فانی
به تلخی میروی یا شادمانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2668
برفتیم ای عقیق لامکانی
ز شهر تو تو باید که بمانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2669
مرا هر لحظه قربان است جانی
تو را هر لحظه در بنده گمانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2701
مگیر ای ساقی از مستان کرانی
که کم یابی گرانی بیگرانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2702
ز مهجوران نمیجویی نشانی
کجا رفت آن وفا و مهربانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2703
برون کن سر که جان سرخوشانی
فروکن سر ز بام بینشانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2704
مرا هر لحظه منزل آسمانی
تو را هر دم خیالی و گمانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2705
Sources
Persian text source: Ganjoor

