غزل شمارهٔ 1811
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1اگر تو سرگذشت من بدانی
اگر تو سرگذشت من بدانی
دگر افسانه مجنون نخوانی
همی گوید «برو بیدار می باش
مکن تعلیم سگ را پاسبانی »
ز من پرسی که همدردان چه کردند؟
ترا دادند جان و زندگانی
مرا گرد سر آن چشم گردان
که تا بر من فتد آن ناتوانی
نماندم استخوانی هم که باری
سگ تو باشد از من میهمانی
طبیبم داغ فرماید، نداند
که صد جا بیش دارم در نهانی
به بالینش منالید، ای اسیران
که بس شیرین بود خواب گرانی
مرا جان در وفاداری برآمد
هنوز اندر حق من بدگمانی
به قتل خسرو آمد عشق و شادم
که یاری همرهی شد آن جهانی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
سقاک الله یا خیر المغانی
ولا اخلاک عن وصل الغوانی
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 22
دریغا خلعت حسن جوانی
گرش بودی طراز جاودانی
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 28
نه آتشهای ما را ترجمانی
نه اسرار دل ما را زبانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2656
خبر واده کز این دنیای فانی
به تلخی میروی یا شادمانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2668
برفتیم ای عقیق لامکانی
ز شهر تو تو باید که بمانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2669
مرا هر لحظه قربان است جانی
تو را هر لحظه در بنده گمانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2701
مگیر ای ساقی از مستان کرانی
که کم یابی گرانی بیگرانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2702
ز مهجوران نمیجویی نشانی
کجا رفت آن وفا و مهربانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2703
برون کن سر که جان سرخوشانی
فروکن سر ز بام بینشانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2704
مرا هر لحظه منزل آسمانی
تو را هر دم خیالی و گمانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2705
Sources
Persian text source: Ganjoor

