غزل شمارهٔ 1796
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1رخساره مکن راست به جایی که تو باشی
11
رخساره مکن راست به جایی که تو باشی
ور راست کنی، طرفه بالایی که تو باشی
22
گفتی چو ببینی رخ ما را غم خود خور
از جان که کند یاد به جایی که تو باشی؟
33
از دیده نیفتد گذرش بر تو نگویی
تا خاک شوم در ته پایی که تو باشی
44
شاید که نیاری به نظر ملک جهان را
در کلبه احزان گدایی که تو باشی
55
خلقی به دم سرد بمیرد به درت، آنکه
خورشید نتابد به سرایی که تو باشی
66
خسرو، اگر از شعر برانی سخن عشق
احسنت، زهی شعر سرایی که تو باشی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

