Toggle stanza 1
مست آمده ای باز به مهمان که بودی؟
1

مست آمده ای باز به مهمان که بودی؟

دانم شکری در شکرستان که بودی؟

2

ای یار جدا مانده، دل تنگ که جستی؟

ای یوسف گم گشته به زندان که بودی؟

3

دیوانه من بر سر کوی که گذشتی؟

تشویش ده حال پریشان که بودی؟

4

می دوش کجا خوردی و ساغر به که دادی؟

در ظلمت شب چشمه حیوان که بودی؟

5

آراسته و مست در آغوش که خفتی؟

این بخت کرا بوده، به فرمان که بودی؟

6

جعدت که گزیده ست، لبت را که گزیده ست؟

پیش که نشستی شب و مهمان که بودی؟

7

حلوا همه تاراج شد، ای دل، تو چه کردی؟

شهد که چشیدی، مگس خوان که بودی؟

8

جان دگری در تن نالان که بودی؟

کان نمکی در دل بریان که بودی؟

9

نی بوی گلی داری و نی رنگ بهاری

خسرو، تو به نظاره بستان که بودی؟

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…