غزل شمارهٔ 1795
شاعر: امیرخسرو دهلوی
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قافیہ: اییکهتوداری
صنف: غزل
Toggle stanza 1چون می نرسد دست به پایی که تو داری
11
چون می نرسد دست به پایی که تو داری
کم زانکه شوم خاک سرایی که تو داری
22
بازند جهان را به یکی داو، بنازند
من هر دو ببازم به دغایی که تو داری
33
زنهار نجویی دلِ آزردهی ما را
ای بادِ صبا، گشت به جایی که تو داری
44
گر بد نکنی دل، تنِ تو تن نتوان گفت
جانی ست نهان زیرِ قبایی که تو داری
55
افسوس بُوَد جورِ تو بر هر دل و جانی
من دانم و من، قدرِ جفایی که تو داری
66
صد خرقهی صوفی به خرابات گرو کرد
آن نرگسِ مخمورِ بلایی که تو داری
77
رنجه مشو ای زاهدِ نیک، از پی من، زآنک
دل باز نیاید به دعایی که تو داری
88
خسرو به زبان توبه و در دل می و شاهد
احسنت از این صدق و صفایی که تو داری
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

