Toggle stanza 1
چه بد کردیم کز ما برشکستی؟
1

چه بد کردیم کز ما برشکستی؟

ز غم بر جان ما نشتر شکستی

2

روان شد گریه تا گیرد عنانت

گذشتی و عنان را بر شکستی

3

مرا در طعنه خصمان فگندی

به سنگ ناکسان گوهر شکستی

4

تنم خستی و خونم نوش کردی

چرا می خوردی و ساغر شکستی؟

5

دلم را خرد بشکستی به هجران

قوی بتخانه ای را در شکستی

6

چه شکل است این که دین را غارتیدی؟

چه نازست این که هم، کافر، شکستی؟

7

چه بانگ پای اسپ است این که در وجد؟

نوا در حلق خنیاگر شکستی؟

8

نگویم زلف کان دزد سیه را

نکو کردی که پا و سر شکستی

9

گره محکم زدی بر جان خسرو

که زلف عنبرین را بر شکستی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور