غزل شمارهٔ 51

Toggle stanza 1
گذشت عمر و هنوز از تقلب و سودا
1

گذشت عمر و هنوز از تقلب و سودا

نشسته ام مترصد میان خوف و رجا

2

چو خاک بر سر راه امید منتظرم

کزان دیار رساند صبا نسیم وفا

3

برای کس چو نگردد فلک پی تقدیر

عنان خویش گذارم به اقتضای قضا

4

میان صومعه و دیر گر چه فرقی نیست

چو من به خویش نباشم، چه اختیار مرا؟

5

کسی که بر در میخانه تکیه گاهی یافت

چه التفات نماید به مسند دارا

6

خوش آن کسی که درین دور می دهد دستش

حریف جنس و می صاف و گوشه تنها

7

ز بس که قصه دردم رود به هر طرفی

چو من ضعیف شد از بار غم نسیم صبا

8

درون پرده رندان مخالفی چون نیست

بیار ساقی عشاق ساغر صهبا

9

غریق بحر محبت اگر شوی، خسرو

در یقین به کف آور ز قعر این دریا

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

به جمله خواهم یک ماهه بوسه از تو، بتا

به کیچ کیچ نخواهم که فام من توزی

رودکیابیات پراکندهشمارهٔ 168

اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا

بگیر خنجر تیز و ببر گلوی حیا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 213

درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا

نه رنج اره کشیدی نه زخم‌های جفا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 214

روم به حجره خیاط عاشقان فردا

من درازقبا با هزار گز سودا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 216

چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را

درآ درآ به سعادت درت گشاد خدا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 217

مرا تو گوش گرفتی همی‌کشی به کجا

بگو که در دل تو چیست چیست عزم تو را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 221

رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا

که داد اوست جواهر که خوی اوست سخا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 222

کجاست مطرب جان تا ز نعره‌های صلا

درافکند دم او در هزار سر سودا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 223

چه خیره می‌نگری در رخ من ای برنا

مگر که در رخمست آیتی از آن سودا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 224

برفت یار من و یادگار ماند مرا

رخ معصفر و چشم پرآب و وااسفا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 226

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور