غزل شمارهٔ 222

Toggle stanza 1
رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا
1
رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا
که داد اوست جواهر که خوی اوست سخا
2
بدان که صحبت جان را همی‌کند همرنگ
ز صحبت فلک آمد ستاره خوش سیما
3
نه تن به صحبت جان خوبروی و خوش فعل‌ست
چه می‌شود تن مسکین چو شد ز جان عذرا
4
چو دست متصل توست بس هنر دارد
چو شد ز جسم جدا اوفتاد اندر پا
5
کجاست آن هنر تو نه که همان دستی
نه این زمان فراق‌ست و آن زمان لقا
6
پس الله الله زنهار ناز یار بکش
که ناز یار بود صد هزار من حلوا
7
فراق را بندیدی خدات منما یاد
که این دعاگو به زین نداشت هیچ دعا
8
ز نفس کلی چون نفس جزو ما ببرید
به اهبطوا و فرود آمد از چنان بالا
9
مثال دست بریده ز کار خویش بماند
که گشت طعمه گربه زهی ذلیل و بلا
10
ز دست او همه شیران شکسته پنجه بدند
که گربه می‌کشدش سو به سو ز دست قضا
11
امید وصل بود تا رگیش می‌جنبد
که یافت دولت وصلت هزار دست جدا
12
مدار این عجب از شهریار خوش پیوند
که پاره پاره دود از کفش شده‌ست سما
13
شه جهانی و هم پاره دوز استادی
بکن نظر سوی اجزای پاره پاره ما
14
چو چنگ ما بشکستی بساز و کش سوی خود
ز الست زخمه همی‌زن همی‌پذیر بلا
15
بلا کنیم ولیکن بلی اول کو
که آن چو نعره روحست وین ز کوه صدا
16
چو نای ما بشکستی شکسته را بربند
نیاز این نی ما را ببین بدان دم‌ها
17
که نای پاره ما پاره می‌دهد صد جان
که کی دمم دهد او تا شوم لطیف ادا

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گذشت عمر و هنوز از تقلب و سودا

نشسته ام مترصد میان خوف و رجا

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 51

به جمله خواهم یک ماهه بوسه از تو، بتا

به کیچ کیچ نخواهم که فام من توزی

رودکیابیات پراکندهشمارهٔ 168

خطاب هاتف دولت رسید دوش به ما

که هست عرصهٔ بی‌دولتی سرای فنا

عطاردیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 4

اگر ز گلبن خلقش گلی به بار رسد

به حکم نیشکر آرد برون ز زهرگیا

عطاردیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 5

چه منت از مدد روزگار بر سر ما

که حسن فطرت اصلی نمود جوهر ما

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 20

اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا

بگیر خنجر تیز و ببر گلوی حیا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 213

درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا

نه رنج اره کشیدی نه زخم‌های جفا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 214

روم به حجره خیاط عاشقان فردا

من درازقبا با هزار گز سودا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 216

چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را

درآ درآ به سعادت درت گشاد خدا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 217

مرا تو گوش گرفتی همی‌کشی به کجا

بگو که در دل تو چیست چیست عزم تو را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 221

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور