غزل شمارهٔ 224

Toggle stanza 1
چه خیره می‌نگری در رخ من ای برنا
1
چه خیره می‌نگری در رخ من ای برنا
مگر که در رخمست آیتی از آن سودا
2
مگر که بر رخ من داغ عشق می‌بینی
میان داغ نبشته که نحن نزلنا
3
هزار مَشک همی‌خواهم و هزار شکم
که آب خضر لذیذست و من در استسقا
4
وفا چه می‌طلبی از کسی که بی‌دل شد
چو دل برفت برفت از پیش وفا و جفا
5
به حق این دل ویران و حسن معمورت
خوش است گنج خیالت در این خرابه ما
6
غریو و ناله جان‌ها ز سوی بی‌سویی
مرا ز خواب جهانید دوش وقت دعا
7
ز ناله گویم یا از جمال ناله کنان
ز ناله گوش پرست از جمالش آن عینا
8
قرار نیست زمانی تو را برادر من
ببین که می‌کشدت هر طرف تقاضاها
9
مثالِ گویی اندر میان صد چوگان
دوانه تا سر میدان و گه ز سر تا پا
10
کجاست نیت شاه و کجاست نیت گوی
کجاست قامت یار و کجاست بانگ صلا
11
ز جوش شوق تو من همچو بحر غریدم
بگو تو ای شه دانا و گوهر دریا

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گذشت عمر و هنوز از تقلب و سودا

نشسته ام مترصد میان خوف و رجا

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 51

به جمله خواهم یک ماهه بوسه از تو، بتا

به کیچ کیچ نخواهم که فام من توزی

رودکیابیات پراکندهشمارهٔ 168

خطاب هاتف دولت رسید دوش به ما

که هست عرصهٔ بی‌دولتی سرای فنا

عطاردیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 4

اگر ز گلبن خلقش گلی به بار رسد

به حکم نیشکر آرد برون ز زهرگیا

عطاردیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 5

چه منت از مدد روزگار بر سر ما

که حسن فطرت اصلی نمود جوهر ما

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 20

اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا

بگیر خنجر تیز و ببر گلوی حیا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 213

درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا

نه رنج اره کشیدی نه زخم‌های جفا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 214

روم به حجره خیاط عاشقان فردا

من درازقبا با هزار گز سودا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 216

چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را

درآ درآ به سعادت درت گشاد خدا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 217

مرا تو گوش گرفتی همی‌کشی به کجا

بگو که در دل تو چیست چیست عزم تو را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 221

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور