غزل شمارهٔ 51
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1گذشت عمر و هنوز از تقلب و سودا
گذشت عمر و هنوز از تقلب و سودا
نشسته ام مترصد میان خوف و رجا
چو خاک بر سر راه امید منتظرم
کزان دیار رساند صبا نسیم وفا
برای کس چو نگردد فلک پی تقدیر
عنان خویش گذارم به اقتضای قضا
میان صومعه و دیر گر چه فرقی نیست
چو من به خویش نباشم، چه اختیار مرا؟
کسی که بر در میخانه تکیه گاهی یافت
چه التفات نماید به مسند دارا
خوش آن کسی که درین دور می دهد دستش
حریف جنس و می صاف و گوشه تنها
ز بس که قصه دردم رود به هر طرفی
چو من ضعیف شد از بار غم نسیم صبا
درون پرده رندان مخالفی چون نیست
بیار ساقی عشاق ساغر صهبا
غریق بحر محبت اگر شوی، خسرو
در یقین به کف آور ز قعر این دریا
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
به جمله خواهم یک ماهه بوسه از تو، بتا
به کیچ کیچ نخواهم که فام من توزی
RudakiAbyat-e Parakandehشمارهٔ 168
اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا
بگیر خنجر تیز و ببر گلوی حیا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 213
درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا
نه رنج اره کشیدی نه زخمهای جفا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 214
روم به حجره خیاط عاشقان فردا
من درازقبا با هزار گز سودا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 216
چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را
درآ درآ به سعادت درت گشاد خدا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 217
مرا تو گوش گرفتی همیکشی به کجا
بگو که در دل تو چیست چیست عزم تو را
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 221
رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا
که داد اوست جواهر که خوی اوست سخا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 222
کجاست مطرب جان تا ز نعرههای صلا
درافکند دم او در هزار سر سودا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 223
چه خیره مینگری در رخ من ای برنا
مگر که در رخمست آیتی از آن سودا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 224
برفت یار من و یادگار ماند مرا
رخ معصفر و چشم پرآب و وااسفا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 226
Sources
Persian text source: Ganjoor

