Toggle stanza 1
مرا داغ تو بر جان یادگارست
1

مرا داغ تو بر جان یادگارست

فدایش باد جان چون داغ یارست

2

اگر جان می رود گو، رو، غمی نیست

تو باقی مان که ما را با تو کارست

3

به صف عاشقان میرم که گویند

سگ همخوابه یاران غارست

4

شدم بیخود، کرشمه کمترک کن

که من را باده و می مستکارست

5

ز ذوق من که در می پیر گشتم

چه داند پارسا کین شیرخوارست

6

غلام آن بتم کز نازنینی

نظر هم بر چنان اندام بارست

7

مرا زندانست بی تو خانه، هر چند

در و بام از خیالت پر نگارست

8

دو چشمم را ز کویت راتبه خاک

زیادت کن که مزد انتظارست

9

به کویت زرد رو شد خسرو، آی

هوای نیکوان ناسازگارست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور