غزل شمارهٔ 357
Toggle stanza 1چو آن کان کرم ما را شکارست
11
چو آن کان کرم ما را شکارست
به هر دم هدیه ما را ده هزارست
22
که ما را نردبان زرین و سیمین
نهد چون قصد ما بر بام یارست
33
بلادریست در عالم نهانی
که بر ما گنج و بر بیگانه مارست
44
به پیش ما خزینه سیم مشمر
که ما را زر و سیم بیشمارست
55
ز پروانه اگر این افترا بود
دو صد چندین ز دست شهریارست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
مرا داغ تو بر جان یادگارست
فدایش باد جان چون داغ یارست
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 158
هوس دل را شکست اعتبارست
به یک مو حسن چینی ریشدارست
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 645
به چشمم بی تو گلشن خارزارست
لب پیمانه تیغ آبدارست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2235
شراب نامرادی بی خمارست
به قدر تلخی این می خوشگوارست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2236
سماع از بهر جانِ بیقرارست
سبک بَرجَه چه جای انتظارست؟
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 338
قرار زندگانی آن نگارست
کز او آن بیقراری برقرارست
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 347

