غزل شمارهٔ 157
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1بیا کز رفتنت جانم خرابست
11
بیا کز رفتنت جانم خرابست
دل از شور نمکدانت کبابست
22
درنگ آمدن، ای دوست کم کن
که عمر از بهر رفتن در شتابست
33
من آیم هر شبی سوی تو، لیکن
همه شب خانه من ماهتابست
44
سیه شد روی ما از تو که رویت
زوال روز ما را آفتابست
55
ندارد چشمه خورشید آبی
کز آن چشمه تو بردی هر چه آبست
66
نباشد هیچ بوی نافه از مشک
ولی موی تو یکسر مشک نابست
77
چو بر شیرین لبت از رخ چکد خوی
تمامی آب آن شربت گلابست
88
مرا گر یک سؤالی از لب تست
ز چشمت ده جواب ناصوابست
99
سخن گوید چو خسرو پیش چشمش
زبون غمزه حاضر جوابست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

