غزل شمارهٔ 157

Toggle stanza 1
بیا کز رفتنت جانم خرابست
1

بیا کز رفتنت جانم خرابست

دل از شور نمکدانت کبابست

2

درنگ آمدن، ای دوست کم کن

که عمر از بهر رفتن در شتابست

3

من آیم هر شبی سوی تو، لیکن

همه شب خانه من ماهتابست

4

سیه شد روی ما از تو که رویت

زوال روز ما را آفتابست

5

ندارد چشمه خورشید آبی

کز آن چشمه تو بردی هر چه آبست

6

نباشد هیچ بوی نافه از مشک

ولی موی تو یکسر مشک نابست

7

چو بر شیرین لبت از رخ چکد خوی

تمامی آب آن شربت گلابست

8

مرا گر یک سؤالی از لب تست

ز چشمت ده جواب ناصوابست

9

سخن گوید چو خسرو پیش چشمش

زبون غمزه حاضر جوابست

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor