غزل شمارهٔ 158
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1مرا داغ تو بر جان یادگارست
مرا داغ تو بر جان یادگارست
فدایش باد جان چون داغ یارست
اگر جان می رود گو، رو، غمی نیست
تو باقی مان که ما را با تو کارست
به صف عاشقان میرم که گویند
سگ همخوابه یاران غارست
شدم بیخود، کرشمه کمترک کن
که من را باده و می مستکارست
ز ذوق من که در می پیر گشتم
چه داند پارسا کین شیرخوارست
غلام آن بتم کز نازنینی
نظر هم بر چنان اندام بارست
مرا زندانست بی تو خانه، هر چند
در و بام از خیالت پر نگارست
دو چشمم را ز کویت راتبه خاک
زیادت کن که مزد انتظارست
به کویت زرد رو شد خسرو، آی
هوای نیکوان ناسازگارست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هوس دل را شکست اعتبارست
به یک مو حسن چینی ریشدارست
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 645
سماع از بهر جانِ بیقرارست
سبک بَرجَه چه جای انتظارست؟
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 338
قرار زندگانی آن نگارست
کز او آن بیقراری برقرارست
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 347
چو آن کان کرم ما را شکارست
به هر دم هدیه ما را ده هزارست
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 357
به چشمم بی تو گلشن خارزارست
لب پیمانه تیغ آبدارست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2235
شراب نامرادی بی خمارست
به قدر تلخی این می خوشگوارست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2236
Sources
Persian text source: Ganjoor

