Toggle stanza 1
مرا از روی خوبان، قبله پیش است
1

مرا از روی خوبان، قبله پیش است

مسلمانان، ندانم کاین چه کیش است

2

بزن سنگ، ای ملامت گو، ز هر سو

که ما را چشمهای عقل پیش است

3

نگنجد جان درون سینه عشق

نگنجد غم که او هم زان خویش است

4

به خون گرم دل پیوست با یار

بس، ای گریه که می وصل سریش است

5

بهم دردی توان گفتن غمش، زآنک

دو هیزم چون بهم شد سوز بیش است

6

چو مرهم هست خاک ره، چه رنجم

که چشم از سودن راه تو ریش است

7

به استقبال روزی می کشد دل

بزن، ای کافر، ار تیری به کیش است

8

خطت نارسته در جان می خلد، زانک

لبالب انگبینت پر ز نیش است

9

مگو خسرو که عشقم آشنا شد

حذر، کان آشنایی گرگ و میش است

Sources

Persian text source: Ganjoor