غزل شمارهٔ 795

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: و

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
تا خم چرخ کهن باشد و جام مه نو
1

تا خم چرخ کهن باشد و جام مه نو

بهر جامی بودم خرقه به خمخانه گرو

2

صرصر قهر ازل گو بنشان مشعل مهر

بس بود تا ابد ز شمع رخت یک پرتو

3

هر کس از جلوه گل فهم معانی نکند

شرح آن دفتر ننوشته ز بلبل بشنو

4

زد مه روی تو خرمن فلک از مزرع خویش

گو به داس مه نو خوشه پروین بدرو

5

ترک چشم تو اگر هندوی خویشم خواند

درکشم تاج کیانی ز سر کیخسرو

6

دل بسی در پی مقصود دوید و نرسید

چند روزی تو هم ای اشک درین کوی بدو

7

جامی این مامن اقبال نه جای من و توست

ختم شد رقعه اخلاص زمین بوس و برو

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور