غزل شمارهٔ 796
شاعر: جامی
Toggle stanza 1ای به دلم گرفته جا دمبدم از نظر مرو
ای به دلم گرفته جا دمبدم از نظر مرو
مرهم سینه چون تویی مردم دیده هم تو شو
خرمن صبر شد به باد از غم عُمرکاه تو
لیک بود هزار ازین بر چو تویی به نیم جو
من که و فکر عافیت خاصه که شد به عشق تو
دل به کمند غم زبون جان به کف بلا گرو
چند به هرزه، صوفیا! گوش به بانگ نی نهی
حالت و وجد بایدت ناله زار من شنو
غاشیه تو چون کشم چشم پر اشک کرده پا
پای من آبله همه بارگی تو تیزرو
تخم شکیب کِشتهام وه که خیال ابرویت
سبز نگشته کشت من داس کشد پی درو
جامی خسته را که شد کشته تیغ غمزهات
لعل حیات بخش تو داد به خنده جان نو
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
هین کژ و راست میروی باز چه خوردهای بگو
مست و خراب میروی خانه به خانه کو به کو
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2154
کی ز جهان برون شود جزو جهان هله بگو
کی برهد ز آب نم چون بجهد یکی ز دو
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2155
باده چو هست ای صنم بازمگیر و نی مگو
عرضه مکن دو دست تی پر کن زود آن سبو
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2159
گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
علامہ اقبالجاویدنامهفلک مشتریبخش 4 - نوای طاهره
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

