غزل شمارهٔ 796

شاعر: جامی

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

قافیہ: و

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ای به دلم گرفته جا دمبدم از نظر مرو
1

ای به دلم گرفته جا دمبدم از نظر مرو

مرهم سینه چون تویی مردم دیده هم تو شو

2

خرمن صبر شد به باد از غم عُمرکاه تو

لیک بود هزار ازین بر چو تویی به نیم جو

3

من که و فکر عافیت خاصه که شد به عشق تو

دل به کمند غم زبون جان به کف بلا گرو

4

چند به هرزه، صوفیا! گوش به بانگ نی نهی

حالت و وجد بایدت ناله زار من شنو

5

غاشیه تو چون کشم چشم پر اشک کرده پا

پای من آبله همه بارگی تو تیزرو

6

تخم شکیب کِشته‌ام وه که خیال ابرویت

سبز نگشته کشت من داس کشد پی درو

7

جامی خسته را که شد کشته تیغ غمزه‌ات

لعل حیات بخش تو داد به خنده جان نو

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور