غزل شمارهٔ 2154
شاعر: رومی
Toggle stanza 1هین کژ و راست میروی باز چه خوردهای بگو
11
هین کژ و راست میروی باز چه خوردهای بگو
مست و خراب میروی خانه به خانه کو به کو
22
با کی حریف بودهای بوسه ز کی ربودهای
زلف که را گشودهای حلقه به حلقه مو به مو
33
نی تو حریف کی کنی ای همه چشم و روشنی
خفیه روی چو ماهیان حوض به حوض جو به جو
44
راست بگو به جان تو ای دل و جانم آن تو
ای دل همچو شیشهام خورده میت کدو کدو
55
راست بگو نهان مکن پشت به عاشقان مکن
چشمه کجاست تا که من آب کشم سبو سبو
66
در طلبم خیال تو دوش میان انجمن
مینشناخت بنده را مینگریست رو به رو
77
چون بشناخت بنده را بنده کژرونده را
گفت بیا به خانه هی چند روی تو سو به سو
88
عمر تو رفت در سفر با بد و نیک و خیر و شر
همچو زنان خیره سر حجره به حجره شو به شو
99
گفتمش ای رسول جان ای سبب نزول جان
ز آنک تو خوردهای بده چند عتاب و گفت و گو
1010
گفت شرارهای از آن گر ببری سوی دهان
حلق و دهان بسوزدت بانگ زنی گلو گلو
1111
لقمه هر خورنده را درخور او دهد خدا
آنچ گلو بگیردت حرص مکن مجو مجو
1212
گفتم کو شراب جان ای دل و جان فدای آن
من نهام از شتردلان تا برمم به های و هو
1313
حلق و گلوبریده با کو برمد از این ابا
هر کی بلنگد او از این هست مرا عدو عدو
1414
دست کز آن تهی بود گرچه شهنشهی بود
دست بریدهای بود مانده به دیر بر سمو
1515
خامش باش و معتمد محرم راز نیک و بد
آنک نیازمودیش راز مگو به پیش او
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ای به دلم گرفته جا دمبدم از نظر مرو
مرهم سینه چون تویی مردم دیده هم تو شو
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 796
گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
علامہ اقبالجاویدنامهفلک مشتریبخش 4 - نوای طاهره
کی ز جهان برون شود جزو جهان هله بگو
کی برهد ز آب نم چون بجهد یکی ز دو
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2155
باده چو هست ای صنم بازمگیر و نی مگو
عرضه مکن دو دست تی پر کن زود آن سبو
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2159

