غزل شمارهٔ 59

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: است

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 18

صنف: غزل

Toggle stanza 1
گدای کوی خرابات پل برهنه چراست
1

گدای کوی خرابات پل برهنه چراست

اگر نه کفش زده فقر او به فرق غناست

2

به پشت پای زده راحت دو عالم را

ازان چه باک که خارش خلیده در کف پاست

3

اگر نه شکر تک و پوی راه فقر کند

شکاف پاشنه او دهان گشاده چراست

4

نشان گمشدگان می دهد به راه نجات

نشان پاش که بر خاک راه مانده به جاست

5

به فقر اوست به پا تخت شاه ازان چه غمش

که شه ز تخت به تعظیم او به پای نخاست

6

عصا زنان به در شه رود گدا آری

ستون خیمه اقبال اوعصای گداست

7

عبا که بر تن جامی ز خون دل شده آل

رسیده خلعت فقرش به دوش زآل عباست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دو اسپه پیک نظر می دوانم از چپ و راست

به جست و جوی نگاری که نور دیده ماست

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 399

آمد ورفت نفس نیرنگ توفان بلاست

موج این‌دریا به‌چشم اهل‌عبرت اژدهاست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 421

فضای وادی امکان پر از غبارِ فناست

چه آسمان‌ چه‌ زمین‌ مغز این‌ دو پوست‌ هواست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 436

نفس محرک جسم به غم فسرده ماست

غبار خاک‌نشین را، ر‌م نسیم عصاست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 443

نه جاه مایهٔ عصیان نه مال غفلت‌زاست

همین نفس‌ که تواش صید الفتی دنیاست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 445

چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست

سخن‌شناس نه‌ای، جان من! خطا این جاست

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 22

بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست

بدانک مست تجلی به ماه راه نماست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 475

بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست

که بندهٔ قد و ابروی تست هر کژ و راست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 476

هر آنک از سبب وحشت غمی تنهاست

بدانک خصم دلست و مراقب تن‌هاست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 483

در این سلام مرا با تو دار و گیر جداست

دمی عظیم نهان‌ست و در حجاب خداست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 488

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور