غزل شمارهٔ 60

Toggle stanza 1
گفتم به قامتت ز کجی خوشتر است راست
1

گفتم به قامتت ز کجی خوشتر است راست

کرد ابرویت ز گوشه اشارت که این خطاست

2

مایل به ابروی تو شدم قد دلکشت

گفتا ز راست میل تو سوی کجی چراست

3

کج آن توست و راست هم ای شاه نیکوان

گر خاست فتنه ای ز کج و راست از تو خاست

4

گر دارد ابرویت کجی عین راستیست

با راستی قامت تو خود کجی کجاست

5

من نی کجم نه راست مرا هر صفت که هست

عاریتیست وان به حقیقت همه تو راست

6

پشت من از تخیل ابروی توست کج

طبع من از تصور بالای توست راست

7

جامی چو راستی و کجی جمله از تو دید

بهر تو خواست هر کجی و راستی که خواست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

با این جمال روی صنم دیدنم خطاست

کایینه مراد نه بهر جمال ماست

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 395

عشرت‌فروز انجمن هستی‌ام حیاست

چون شبنم گلم‌، عرق آیینهٔ بقاست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 434

گردی ز خویش رفتن ما هیچ برنخاست

چون گل درای قافلهٔ رنگ بیصداست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 439

از بامداد روی تو دیدن حیات ماست

امروز روی خوب تو یا رب چه دلرباست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 450

طارق چو بر کناررهٔ اندلس سفینه سوخت

گفتند کار تو به نگاه خرد خطاست

علامہ اقبالپیام مشرقافکاربخش 36 - الملک للہ

خلیفه بغداد در موکب حشمت و شوکت خود می راند دیوانه ای پیش وی رسید و گفت: ای خلیفه عنان کشیده دار که در مدیح تو سه بیت گفته ام. گفت: بخوان! بخواند، خلیفه را خوش آمد.

دیوانه چون آن را بدید گفت: مرا سه درم عنایت کن تا روغن و خرما خرم و سیر بخورم. خلیفه فرمان داد تا به هر بیتی وی را هزار درم بدهند.

جامیبهارستانروضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)بخش 9

گنجی ست نقد فقر که آن را طلسمهاست

مشکل ترین طلسم طلسم وجود ماست

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 3

قربان شدن به تیغ جفای تو عید ماست

جان می دهیم بهر چنین عید عمرهاست

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 117

گنج مراد را که بر او قفل ابتلاست

دندانه کلید ز دندان اژدهاست

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 34

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور