غزل شمارهٔ 34

Toggle stanza 1
گنج مراد را که بر او قفل ابتلاست
1

گنج مراد را که بر او قفل ابتلاست

دندانه کلید ز دندان اژدهاست

2

آن رخنه ها به جان که ز دندان وی فتاد

در ملک فقر کنگره قصر کبریاست

3

فقر است راحت دو جهان زینهار ازان

میل غنا مکن که غنا صورت عناست

4

راحت همین به قاف قناعت بود بلی

عنقا همه عناست چو از قاف خود جداست

5

تیریست کج شده که به آتش بود سزا

آن را که قد به خدمت همچون خودی دوتاست

6

در طاعت خدای دو تا شو که تا کمان

کج نیست، نیست در نظر اعتبار راست

7

جامی کدورت تو همه از وجود توست

چون از وجود خویش گذشتی همه صفاست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

با این جمال روی صنم دیدنم خطاست

کایینه مراد نه بهر جمال ماست

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 395

عشرت‌فروز انجمن هستی‌ام حیاست

چون شبنم گلم‌، عرق آیینهٔ بقاست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 434

گردی ز خویش رفتن ما هیچ برنخاست

چون گل درای قافلهٔ رنگ بیصداست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 439

از بامداد روی تو دیدن حیات ماست

امروز روی خوب تو یا رب چه دلرباست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 450

طارق چو بر کناررهٔ اندلس سفینه سوخت

گفتند کار تو به نگاه خرد خطاست

علامہ اقبالپیام مشرقافکاربخش 36 - الملک للہ

خلیفه بغداد در موکب حشمت و شوکت خود می راند دیوانه ای پیش وی رسید و گفت: ای خلیفه عنان کشیده دار که در مدیح تو سه بیت گفته ام. گفت: بخوان! بخواند، خلیفه را خوش آمد.

دیوانه چون آن را بدید گفت: مرا سه درم عنایت کن تا روغن و خرما خرم و سیر بخورم. خلیفه فرمان داد تا به هر بیتی وی را هزار درم بدهند.

جامیبهارستانروضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)بخش 9

گنجی ست نقد فقر که آن را طلسمهاست

مشکل ترین طلسم طلسم وجود ماست

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 3

قربان شدن به تیغ جفای تو عید ماست

جان می دهیم بهر چنین عید عمرهاست

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 117

گفتم به قامتت ز کجی خوشتر است راست

کرد ابرویت ز گوشه اشارت که این خطاست

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 60

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور