غزل شمارهٔ 117

Toggle stanza 1
قربان شدن به تیغ جفای تو عید ماست
1

قربان شدن به تیغ جفای تو عید ماست

جان می دهیم بهر چنین عید عمرهاست

2

آن را که دید شکل خوشت بامداد عید

پروای عید و ذوق تماشای او کجاست

3

صد جان فدای قد تو کز جویبار حسن

هرگز یکی نهال بدین نازکی نخاست

4

در دیده خاک پای تو گر زانکه هست حیف

بر ما مگیر کین گنه از جانب صباست

5

شب داستان هجر فرو ریخت اشک من

لعلش به خنده گفت که باز این چه ماجراست

6

جامی مدام غنچه صفت تنگدل مباش

کز غم چو لاله بر دلم این داغ ها چراست

7

تا برفروخته ست رخ آن شمع دلفروز

در هر که بنگری به همین داغ مبتلاست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

با این جمال روی صنم دیدنم خطاست

کایینه مراد نه بهر جمال ماست

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 395

عشرت‌فروز انجمن هستی‌ام حیاست

چون شبنم گلم‌، عرق آیینهٔ بقاست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 434

گردی ز خویش رفتن ما هیچ برنخاست

چون گل درای قافلهٔ رنگ بیصداست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 439

از بامداد روی تو دیدن حیات ماست

امروز روی خوب تو یا رب چه دلرباست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 450

طارق چو بر کناررهٔ اندلس سفینه سوخت

گفتند کار تو به نگاه خرد خطاست

علامہ اقبالپیام مشرقافکاربخش 36 - الملک للہ

خلیفه بغداد در موکب حشمت و شوکت خود می راند دیوانه ای پیش وی رسید و گفت: ای خلیفه عنان کشیده دار که در مدیح تو سه بیت گفته ام. گفت: بخوان! بخواند، خلیفه را خوش آمد.

دیوانه چون آن را بدید گفت: مرا سه درم عنایت کن تا روغن و خرما خرم و سیر بخورم. خلیفه فرمان داد تا به هر بیتی وی را هزار درم بدهند.

جامیبهارستانروضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)بخش 9

گنجی ست نقد فقر که آن را طلسمهاست

مشکل ترین طلسم طلسم وجود ماست

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 3

گنج مراد را که بر او قفل ابتلاست

دندانه کلید ز دندان اژدهاست

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 34

گفتم به قامتت ز کجی خوشتر است راست

کرد ابرویت ز گوشه اشارت که این خطاست

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 60

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور