غزل شمارهٔ 33

شاعر: جامی

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: امت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ماهی که خاست در شهر از رفتنش قیامت
1

ماهی که خاست در شهر از رفتنش قیامت

شکر خدا که آمد باز از سفر سلامت

2

من شاه تخت عشقم تاج شرف به فرقم

سنگی که بر سر من می آید از ملامت

3

عشقم ندیم جان شد بی عشق اگر ز جانم

روزی دمی برآمد، دارم بر آن ندامت

4

بررغم شیخ شهرم پیر مغان دهد می

پیش من این کرم هست افزون ز صد کرامت

5

گر وصف گل نویسم یا حال سرو گویم

اینها همه کنایت زان عارض است و قامت

6

چشمم کند نظاره آن رو و دل شود خون

آن می کند جنایت وین می کشد غرامت

7

جامی به عزم کعبه دیگر نبست محمل

تا شد حریم دیرش سرمنزل اقامت

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور