غزل شمارهٔ 421

Toggle stanza 1
آمد ورفت نفس نیرنگ توفان بلاست
1

آمد ورفت نفس نیرنگ توفان بلاست

موج این‌دریا به‌چشم اهل‌عبرت اژدهاست

2

هرچه‌کم‌کردیم از خبث اعتبار ما فزود

کاهش جزو نگین شهرت فروش نامهاست

3

تا ز نقش پای‌گلگون بیستون دارد سراغ

کوهکن را در نظر، هر سنگ‌، لعل بی‌بهاست

4

عشق دوراست ازتسلی ورنه مجنون مرا

نقش پای ناقه هم آیینهٔ مقصد نماست

5

طرهٔ اوبسکه در خون دل ما غوطه زد

چون رگ‌گل‌شانه‌هم‌انگشت‌در رنگ حناست

6

در طریق جستجو هر نقش پایم قبله‌ای‌ست

غرقهٔ‌این‌بحر را، هر موج، محراب دعاست

7

می‌توان کردن ز بیرنگی سراغ هستی‌ام

ناله‌ام‌، آیینهٔ تمثال من لوح هواست

8

زین‌کدورت رنگ بنیادی‌که داری در نظر

سایه می‌بینی نمی‌فهمی‌که نورت زیرپاست

9

منت صیقل به صد داغ‌کدورت خفتن است

بی‌صفایی نیست تا آیینهٔ ما بی‌صفاست

10

سایه‌ایم از دستگاه ما سیه‌بختان مپرس

آنکه روزش از دل شب برنیامد روز ماست

11

احتیاج است آنچه بیماری مقررکرده‌اند

درد اگر بر دل‌گران است از تقاضای دواست

12

معنی آشفتگی بیدل ز زلف یارپرس

نسخهٔ فکر پریشان جمع در طبع رساست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دو اسپه پیک نظر می دوانم از چپ و راست

به جست و جوی نگاری که نور دیده ماست

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 399

درین سراچه که چرخش کمینه طاق نماست

همیشه قامتم از بار دل چو طاق دوتاست

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 4

گدای کوی خرابات پل برهنه چراست

اگر نه کفش زده فقر او به فرق غناست

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 59

چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست

سخن‌شناس نه‌ای، جان من! خطا این جاست

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 22

بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست

بدانک مست تجلی به ماه راه نماست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 475

بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست

که بندهٔ قد و ابروی تست هر کژ و راست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 476

هر آنک از سبب وحشت غمی تنهاست

بدانک خصم دلست و مراقب تن‌هاست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 483

در این سلام مرا با تو دار و گیر جداست

دمی عظیم نهان‌ست و در حجاب خداست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 488

اگر تو مست وصالی‌، رخ تو ترش چراست‌؟

برون شیشه ز حال درون شیشه گوا‌ست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 489

اگر مراد تو ای دوست بی‌مرادی ماست

مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 43

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور