غزل شمارهٔ 271

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: نش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بتی که از همه پوشیده ماند لطف تنش
1

بتی که از همه پوشیده ماند لطف تنش

نگشته محرم او کس برون ز پیرهنش

2

شد آفریده زآب زلال در عجبم

که چون ز جامه ترشح نمی‌کند بدنش

3

بر او غیور چنانم که گر دلم فشرد

به صبر پای بپوشم ز چشم خویشتنش

4

دمید خط ز بناگوش او ازان آفت

نگاه دار خدایا حوالی ذقنش

5

نه آن خط است همانا که عنکبوت خیال

تنیده دایره مشک گرد نسترنش

6

خیال قامت آن لاله رخ سهی سرویست

که چاک دل صاحبدلان بود چمنش

7

گذر کن از سخن بوسه این نه بس جامی

که بگذرد سخنان تو بر لب و دهنش

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور