غزل شمارهٔ 97

Toggle stanza 1
به بزم زنده دلان ذکر دی و فردا نیست
1

به بزم زنده دلان ذکر دی و فردا نیست

صفای وقت جز از باده مصفا نیست

2

عجب به عشق تو مستغرقم نمی دانم

که غیر تو به جهان هست دیگری یا نیست

3

جهان چو فرع و تو اصلی و گر به چشم یقین

نظر کنم همه اصل است و فرع اصلا نیست

4

چو موج هرکه به دریا فرو رود داند

که موج اگر چه نه دریاست غیر دریا نیست

5

به کنج صومعه خوان ورد صبح و شام ای شیخ

حریم مجلس ما جای شور و غوغا نیست

6

هزار قافله پی در پی است در ره عشق

عجبتر آنکه پی یک رونده پیدا نیست

7

به زخم سنگ ملامت گرفت خو جامی

حریف صحبت نازکدلان رعنا نیست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بیا که هیچ بهاری به حسرتِ ما نیست

شکسته‌رنگیِ امید، بی‌تماشا نیست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 738

تو مستِ وهم و درین بزم بوی صهبا نیست

هنوز جز به دلِ سنگ جای مینا نیست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 739

نیاز نامهٔ ما عرض سجده عنوانیست

ز خامه آنچه برون ریخت نقش پیشانیست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 741

سرای مدرسه و بحثِ عِلم و طاق و رَواق

چه سود، چون دلِ دانا و چشمِ بینا نیست؟

حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 2

شهی که پاس رعیت نگاه می‌دارد

حلال باد خراجش که مزد چوپانیست

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 36

ز زلف او دل عشاق را محابا نیست

کبوتران حرم را ز دام پروا نیست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1794

به دلنشینی صحرای عشق صحرا نیست

سیاه خیمه این دشت جز سویدا نیست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1795

ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست

تجلی دگری در خور تقاضا نیست

علامہ اقبالجاویدنامهفلک مشتریبخش 2 - نوای حلاج

ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست

تجلی دگری در خور تقاضا نیست

علامہ اقبالپیام مشرقمی باقیغزل شمارهٔ 17

گریزد از صف ما هر که مرد غوغا نیست

کسی که کشته نشد از قبیله ما نیست

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 75

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور