شمارهٔ 36

Toggle stanza 1
شهی که پاس رعیت نگاه می‌دارد
1
شهی که پاس رعیت نگاه می‌دارد
حلال باد خراجش که مزد چوپانیست
2
وگر نه راعی خلق است زهرمارش باد
که هر چه می‌خورد او جزیت مسلمانیست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بیا که هیچ بهاری به حسرتِ ما نیست

شکسته‌رنگیِ امید، بی‌تماشا نیست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 738

تو مستِ وهم و درین بزم بوی صهبا نیست

هنوز جز به دلِ سنگ جای مینا نیست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 739

نیاز نامهٔ ما عرض سجده عنوانیست

ز خامه آنچه برون ریخت نقش پیشانیست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 741

نماند جا که تر از ابر دیده ما نیست

ولی چه سود که آن مه در ابر پیدا نیست

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 64

به بزم زنده دلان ذکر دی و فردا نیست

صفای وقت جز از باده مصفا نیست

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 97

سرای مدرسه و بحثِ عِلم و طاق و رَواق

چه سود، چون دلِ دانا و چشمِ بینا نیست؟

حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 2

ز زلف او دل عشاق را محابا نیست

کبوتران حرم را ز دام پروا نیست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1794

به دلنشینی صحرای عشق صحرا نیست

سیاه خیمه این دشت جز سویدا نیست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1795

ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست

تجلی دگری در خور تقاضا نیست

علامہ اقبالجاویدنامهفلک مشتریبخش 2 - نوای حلاج

ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست

تجلی دگری در خور تقاضا نیست

علامہ اقبالپیام مشرقمی باقیغزل شمارهٔ 17

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور