غزل شمارهٔ 38

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اکرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
هر دم افروزی چو گل رخسار آتشناک را
1

هر دم افروزی چو گل رخسار آتشناک را

شعله در خرمن زنی مشتی خس و خاشاک را

2

عقل را روشن شود ماهیت حسنت اگر

پرده حیرت نبندد دیده ادراک را

3

جان پاک است آن نه تن در زیر پیراهن تو را

صد هزاران آفرین جان آفرین پاک را

4

کمترین صید توام پیش سگان خود فکن

گر نیم لایق که آلایی به من فتراک را

5

جامه جان چاک شد تاری ز پیراهن ببخش

کز چنان رشته توان پیوند کرد این چاک را

6

دامن خرگه برافکن ای مه خرگه نشین

ورنه خواهد سوخت آهم خیمه افلاک را

7

خاک شد بر رهگذارت جامی و هرگز نیافت

آن شرف کز سایه سرو تو باشد خاک را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور