غزل شمارهٔ 133

شاعر: عراقی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: از

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 13

صنف: غزل

Toggle stanza 1
چون تو کردی حدیث عشق آغاز
1

چون تو کردی حدیث عشق آغاز

پس چرا قصه شد دگرگون باز؟

2

من ز عشق تو پرده بدریده

تو نشسته درون پرده به ناز

3

تو ز من فارغ و من از غم تو

کرده هر لحظه نوحه‌ای آغاز

4

من چو حلقه بمانده بر در تو

کرده‌ای در به روی بنده فراز

5

آمدم با دلی و صد زاری

بر در لطف تو، ز راه نیاز

6

من از آن توام، قبولم کن

از ره لطف یکدمم بنواز

7

آمدم بر درت به امیدی

ناامیدم ز در مگردان باز

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای سرم را به خاک پات نیاز

عاشقی را ز سر کنم آغاز

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1114

نازنینان و چاربالش ناز

خاکساران و آستان نیاز

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1130

عاشقی که از دهشت حبیب دلتنگ بود و از وحشت رقیب پای در سنگ، آرزو می برد که کی باشد که آن ساده روی ریش برآورده باشد و پندار حسن از سر بیرون کرده تا بی تحاشی در خدمت او توانم بود و بی تکلف از صحبت او توانم آسود.

شنودم که چون موی از روی او برآمد و تازگی جمال آن پسر به سر آمد او نیز چون دیگران از راه تمنای او بنشست و دیده از تماشای او بربست. با وی گفتند: این خلاف آن است که می گفتی. گفت: من چه دانستم که این صید به هویی بخواهد گریخت و این قید به مویی بخواهد گسیخت.

جامیبهارستانروضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان)بخش 11

زندگانی چه کوته و چه دراز

نه به آخر بمرد باید باز؟

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 67

ای به خلق از جهانیان ممتاز

چشم خلقی به روی خوب تو باز

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 310

متقلب درون جامه ناز

چه خبر دارد از شبان دراز

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 311

عابدی را پادشاهی طلب کرد.

اندیشید که دارویی بخورم تا ضعیف شوم، مگر اعتقادی که دارد در حقِّ من زیادت کند.

سعدیگلستانباب دوم در اخلاق درویشانحکایت شمارهٔ 18

ای دل خرقه سوز مخرقه ساز

بیش ازین گرد کوی آز متاز

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 88 - در اندرز و ترغیب در طریق حقیقت

خضر راه حقیقت است مجاز

مکن این در به روی خویش فراز

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4823

هر که سر رشتهٔ تو یابد باز

درش از سوزنی کنند فراز

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 408

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور