غزل شمارهٔ 815

شاعر: عطار

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: انی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 32

صنف: غزل

Toggle stanza 1
گفتم بخرم غمت به جانی
1

گفتم بخرم غمت به جانی

بر من بفروختی جهانی

2

مفروش چنان برآن که پیوست

عشوه خرد از تو هر زمانی

3

بنواز مرا که بی تو برخاست

چون چنگ ز هر رگم فغانی

4

نی نی چو ربابم از غم تو

یعنی که رگی و استخوانی

5

ای دوست روا مدار دل را

نومید ز چون تو دلستانی

6

دستی بر نه اگر کنم سود

دانم نبود تو را زیانی

7

یا نی سبکم بکن ز هستی

تا چند ز رحمت گرانی

8

چون شمع مرا ز عشق می‌سوز

تا می‌ماند ز من نشانی

9

عطار چو بی نشان شد از عشق

از محو رسد سوی عیانی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور