غزل شمارهٔ 400

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: ر

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
گر ز سر عشق او داری خبر
1
گر ز سر عشق او داری خبر
جان بده در عشق و در جانان نگر
2
چون کسی از عشق هرگز جان نبرد
گر تو هم از عاشقانی جان مبر
3
گر ز جان خویش سیری الصلا
ور همی ترسی تو از جان الحذر
4
عشق دریایی است قعرش ناپدید
آب دریا آتش و موجش گهر
5
گوهرش اسرار و هر سری ازو
سالکی را سوی معنی راهبر
6
سرکشی از هر دو عالم همچو موی
گر سر مویی درین یابی خبر
7
دوش مست و خفته بودم نیمشب
کوفتاد آن ماه را بر من گذر
8
دید روی زرد ما در ماهتاب
کرد روی زرد ما از اشک تر
9
رحمش آمد شربت وصلم بداد
یافت یک یک موی من جانی دگر
10
گرچه مست افتاده بودم زان شراب
گشت یک یک موی بر من دیده‌ور
11
در رخ آن آفتاب هر دو کون
مست و لایعقل همی کردم نظر
12
گرچه بود از عشق جانم پر سخن
یک نفس نامد زبانم کارگر
13
خفته و مستم گرفت آن ماه روی
لاجرم ماندم چنین بی خواب و خور
14
گاه می‌مردم گهی می‌زیستم
در میان سوز چون شمع سحر
15
عاقبت بانگی برآمد از دلم
موج‌ها برخاست از خون جگر
16
چون از آن حالت گشادم چشم باز
نه ز جانان نام دیدم نه اثر
17
من ز درد و حسرت و شوق و طلب
می‌زدم چون مرغ بسمل بال و پر
18
هاتفی آواز داد از گوشه‌ای
کای ز دستت رفته مرغی معتبر
19
خاک بر دنبال او بایست کرد
تا نرفتی او ازین گلخن به در
20
تن فرو ده آب در هاون مکوب
در قفس تا کی کنی باد ای پسر
21
بی نیازی بین که اندر اصل هست
خواه مطرب باش و خواهی نوحه‌گر
22
این کمان هرگز به بازوی تو نیست
جان خود می‌سوز و حیران می‌نگر
23
ماندی ای عطار در اول قدم
کی توانی برد این وادی به سر

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

روزه چون می داری ای شیرین پسر

کز دو لب بینم دهانت پرشکر

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 435

هیچ شادی نیست اندر این جهان

برتر از دیدار روی دوستان

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 12

سر فرو بردم میان آبخور

از فرنج منش خشم آمد مگر

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 48

گر ز سر عشق او داری خبر

جان بده در عشق و در جانان نگر

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1096

ای نهاده بر سر زانو تو سر

وز درون جان جمله باخبر

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1099

بس که می‌انگیخت آن مه شور و شر

بس که می‌کرد او جهان زیر و زبر

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1100

در چمن آیید و بربندید دید

تا نیفتد بر جماعت هر نظر

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1107

پیر ما می‌رفت هنگام سحر

اوفتادش بر خراباتی گذر

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 396

هی که را رنگی بود بی کر و فر

بیشکی هر کس برو دارد نظر

عطارنزهت الاحباببخش 19 - غزل

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور