غزل شمارهٔ 799

شاعر: عطار

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: انی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 15

صنف: غزل

صداکار: فاطمه زندی
Toggle stanza 1
ای در میان جانم وز جان من نهانی
1
ای در میان جانم وز جان من نهانی
از جان نهان چرایی چون در میان جانی
2
هرگز دلم نیارد یاد از جهان و از جان
زیرا که تو دلم را هم جان و هم جهانی
3
چون شمع در غم تو می‌سوزم و تو فارغ
در من نگه کن آخر ای جان و زندگانی
4
با چون تو کس چو من خس هرگز چه سنجد آخر
از هیچ هیچ ناید ای جمله تو تو دانی
5
در خویش مانده‌ام من جان می‌دهم به خواهش
تا بو که یک زمانم از خود مرا ستانی
6
گفتی ز خود فنا شو تا محرم من آیی
بندی است سخت محکم این هم تو می‌توانی
7
عطار را ز عالم گم شد نشان به کلی
تا چند جویم آخر از بی نشان نشانی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای رفته در غریبی، باز آکه عمر و جانی

یا خود چو عمر رفته باز آمدن ندانی؟

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1869

ما را در آرزویت بگذشت زندگانی

باقیست تا دو سه دم، دریاب گر توانی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1900

افتاده‌ام به راهت چون اشک بی‌روانی

مکتوب انتظارم شاید مرا بخوانی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2760

عمریست همچو مژگان از درد ناتوانی

دامن فشاندن من دارد جگر فشانی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2773

بهر خدنگ آه از بیداد دلستانی

باشد به پهلوی دل هر استخوان کمانی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 464

خوش آنکه وارهاند ما را ز ما زمانی

روشن ضمیر پیری یا خوبرو جوانی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 963

ای گوهر خدایی آیینه معانی

هر دم ز تاب رویت بر عرش ارمغانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2941

اندر شکست جان شد پیدا لطیف جانی

چون این جهان فروشد وا شد دگر جهانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2957

ای آنک جمله عالم از توست یک نشانی

زخمت بر این نشانه آمد کنون تو دانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2959

رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی

جویای هر چه هستی می‌دانک عین آنی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2960

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور