غزل شمارهٔ 798

شاعر: عطار

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: انی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

Toggle stanza 1
زلف را تاب داد چندانی
1

زلف را تاب داد چندانی

که نه عقلی گذاشت نه جانی

2

نیست در چار حد جمع جهان

بی سر زلف او پریشانی

3

کس چو زلف و لبش نداد نشان

ظلماتی و آب حیوانی

4

دهن اوست در همه عالم

عالمی قند در نمکدانی

5

دی برای شکر ربودن ازو

می‌شدم تیز کرده دندانی

6

لیک گفتم به قطع جان نبرم

او چنین تیز کرده مژگانی

7

بامدادی که تیغ زد خورشید

مگر از حسن کرد جولانی

8

گوی سیمین او چو ماه بتافت

گشت خورشید تنگ میدانی

9

لاجرم شد ز رشک او جاوید

زرد رویی کبود خلقانی

10

جرم خورشید بود کز سر جهل

پیش رویش نمود برهانی

11

هست نازان رخش چنانکه به حکم

هرچه او کرد نیست تاوانی

12

ماه رویا اسیر تو شده‌اند

هر کجا کافر و مسلمانی

13

صد جهان عاشقند جان بر دست

جمله در انتظار فرمانی

14

پرده برگیر تا برافشانند

هرکجا هست جان و ایمانی

15

چند سازی ز زلف خم در خم

دار اسلام کافرستانی

16

تا به دامن ز عشق تو شق کرد

هر که سر بر زد از گریبانی

17

ندمد در بهارگاه دو کون

سبزتر از خط تو ریحانی

18

نتواند شکفت در فردوس

تازه‌تر از رخت گلستانی

19

من چنانم ز لعل سیرابت

که بود تشنه در بیابانی

20

گر دهی شربتیم آب زلال

شوم از عشق آتش‌افشانی

21

ورنه در موکب ممالک تو

کرده گیر از فرید قربانی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

حکم نو کن که شاه دورانی

سکه تازه زن که سلطانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3142

تا شدستی امیر چوگانی

ما شدستیم گوی میدانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3148

جان جانی و جان صد جانی

می‌زنی نعره‌های پنهانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3160

خامشی ناطقی مگر جانی

می‌زنی نعره‌های پنهانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3161

یا وَلی نِعمَتی وَ سُلطانی

سابِق‌الحُسنُ ما لَهُ ثانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3229

یکی گفت که: اینجا چیزی فراموش کرده‌ام

(خداوندگار) فرمود که:

رومیفیه ما فیهفصل سوم

بنده‌ام گر به لطف می‌خوانی

حاکمی گر به قهر می‌رانی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 610

ناخوش‌آوازی به بانگِ بلند قرآن همی‌خواند. صاحبدلی بر او بگذشت، گفت: تو را مُشاهره چند است؟ گفت: هیچ. گفت: پس این زحمتِ خود چندین چرا همی‌دهی؟ گفت: از بهرِ خدا می‌خوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.

گر تو قرآن بر این نَمَط خوانی

سعدیگلستانباب چهارم در فواید خاموشیحکایت شمارهٔ 14

تا کی این لاف در سخن رانی

تا کی این بیهده ثنا خوانی

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 192 - در نکوهش بزرگان زمان و مدح بونصر احمد سعید

می گشودم شبی به ناخن فکر

عقده های حکیم المانی

علامہ اقبالپیام مشرقنقشِ فرنگبخش 10 - جلال و هگل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور