غزل شمارهٔ 3142

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: انی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

Toggle stanza 1
حکم نو کن که شاه دورانی
1

حکم نو کن که شاه دورانی

سکه تازه زن که سلطانی

2

حکم مطلق تو راست در عالم

حاکمان قالب‌اند و تو جانی

3

آن چه شاهان به خواب می‌جستند

چون مسلم شدت به آسانی

4

همه مرغان چو دانه چین تواند

تو همایی میان مرغانی

5

بر سر آمد رواق دولت تو

ز آن که تو صاف صاف انسانی

6

برتر آید ز جان ملک و ملک

گر دهی دل به روح حیوانی

7

شرط‌ها را ز عاشقان برگیر

که تو احوال شان همی‌دانی

8

دام‌ها را ز راه شان بردار

خواه تقدیر و خواه شیطانی

9

تا شوم سرخ رو در این دعوی

که تو چون حق لطیف فرمانی

10

شمس تبریز رحمت صرفی

ز آن که سر صفات رحمانی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بنده‌ام گر به لطف می‌خوانی

حاکمی گر به قهر می‌رانی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 610

ناخوش‌آوازی به بانگِ بلند قرآن همی‌خواند. صاحبدلی بر او بگذشت، گفت: تو را مُشاهره چند است؟ گفت: هیچ. گفت: پس این زحمتِ خود چندین چرا همی‌دهی؟ گفت: از بهرِ خدا می‌خوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.

گر تو قرآن بر این نَمَط خوانی

سعدیگلستانباب چهارم در فواید خاموشیحکایت شمارهٔ 14

تا کی این لاف در سخن رانی

تا کی این بیهده ثنا خوانی

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 192 - در نکوهش بزرگان زمان و مدح بونصر احمد سعید

زلف را تاب داد چندانی

که نه عقلی گذاشت نه جانی

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 798

خاک کوی توام تو می‌دانی

خاک در روی من چه افشانی

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 808

می گشودم شبی به ناخن فکر

عقده های حکیم المانی

علامہ اقبالپیام مشرقنقشِ فرنگبخش 10 - جلال و هگل

تا شدستی امیر چوگانی

ما شدستیم گوی میدانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3148

جان جانی و جان صد جانی

می‌زنی نعره‌های پنهانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3160

خامشی ناطقی مگر جانی

می‌زنی نعره‌های پنهانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3161

یا وَلی نِعمَتی وَ سُلطانی

سابِق‌الحُسنُ ما لَهُ ثانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3229

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور