غزل شمارهٔ 808

شاعر: عطار

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: انی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

Toggle stanza 1
خاک کوی توام تو می‌دانی
1

خاک کوی توام تو می‌دانی

خاک در روی من چه افشانی

2

سر نگردانم از ره تو دمی

گر به خون صد رهم بگردانی

3

با چو من کس که ناتوان توام

بتوان کرد هرچه بتوانی

4

گر به خونم درافکنی ز درت

بر نگیرم ز خاک پیشانی

5

سر مهر غم تو در دل من

راز عشقت بس است پنهانی

6

گر به رویم نظر کنی نفسی

همه از روی من فرو خوانی

7

من ز درمان به جان شدم بیزار

جان من درد توست می‌دانی

8

گر مرا درد تو نخواهد بود

سر بگردانم از مسلمانی

9

هیچ درمان مرا مکن هرگز

که نیم جز به درد ارزانی

10

گفته بودی که دل ز تو ببرم

که ز دلداری و پریشانی

11

نتوانی که دل ز من ببری

دل چگونه بری چو درمانی

12

من ز عطار جان بخواهم برد

برهد از هزار حیرانی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

حکم نو کن که شاه دورانی

سکه تازه زن که سلطانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3142

تا شدستی امیر چوگانی

ما شدستیم گوی میدانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3148

جان جانی و جان صد جانی

می‌زنی نعره‌های پنهانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3160

خامشی ناطقی مگر جانی

می‌زنی نعره‌های پنهانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3161

یا وَلی نِعمَتی وَ سُلطانی

سابِق‌الحُسنُ ما لَهُ ثانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3229

یکی گفت که: اینجا چیزی فراموش کرده‌ام

(خداوندگار) فرمود که:

رومیفیه ما فیهفصل سوم

بنده‌ام گر به لطف می‌خوانی

حاکمی گر به قهر می‌رانی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 610

ناخوش‌آوازی به بانگِ بلند قرآن همی‌خواند. صاحبدلی بر او بگذشت، گفت: تو را مُشاهره چند است؟ گفت: هیچ. گفت: پس این زحمتِ خود چندین چرا همی‌دهی؟ گفت: از بهرِ خدا می‌خوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.

گر تو قرآن بر این نَمَط خوانی

سعدیگلستانباب چهارم در فواید خاموشیحکایت شمارهٔ 14

تا کی این لاف در سخن رانی

تا کی این بیهده ثنا خوانی

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 192 - در نکوهش بزرگان زمان و مدح بونصر احمد سعید

می گشودم شبی به ناخن فکر

عقده های حکیم المانی

علامہ اقبالپیام مشرقنقشِ فرنگبخش 10 - جلال و هگل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور