شیخ محمود شبستری»سعادت نامه»باب اول»فصل دوم»بخش 4 - حکایتبخش 4 - حکایتشاعر: شیخ محمود شبستریوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)صنف: مثنویآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںصانعی کوزه ای ز برف بساختکرد پر آب و اندر آب انداخت2نقل کریںکوزۀ برف ناگه ازتب و تابآب گشت و برآمد آب به آب3نقل کریںچیست اندر مَثَل همه عالمعدمی در میان بحر عدم4نقل کریںهرچه را پیش و پس عدم باشدبود و نابود او بهم باشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبا وجود تو خود کدام وجودکس عدم را نهاد نام وجودشیخ محمود شبستری»سعادت نامه»فصل دوم»بخش 3 - حق الیقیناگلی نظموحدتش نیست از قبیل شماربرتر آمد ز اندک و بسیارشیخ محمود شبستری»سعادت نامه»فصل دوم»بخش 5 - تحقیقماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبا وجود تو خود کدام وجودکس عدم را نهاد نام وجودشیخ محمود شبستری»سعادت نامه»فصل دوم»بخش 3 - حق الیقین
اگلی نظموحدتش نیست از قبیل شماربرتر آمد ز اندک و بسیارشیخ محمود شبستری»سعادت نامه»فصل دوم»بخش 5 - تحقیق