صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. شیخ محمود شبستری
  2. »سعادت نامه
  3. »باب اول
  4. »فصل دوم
  5. »بخش 5 - تحقیق

بخش 5 - تحقیق

شاعر: شیخ محمود شبستری

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

وحدتش نیست از قبیل شمار

برتر آمد ز اندک و بسیار

22

عدمی دان تعیّن اشیا

نیست از نیست شد به نیست جدا

33

جایز است امتیاز در اَعْدام

وی نه فرد است در حقیقت و نام

44

نیستی​ها به نیستی ممتاز

هرمحالی شده محل جواز

55

اعتبارات عقل دور اندیش

ذهنی و خارجیت آردپیش

66

من و تو، بی من و تو، ما و شماست

همه یک ذات و کثرت از اسماست

77

توئی تو نمود اوئی اوست

انا و انت عین نحن و هوست

88

عالم خلق و امر هر دو یکی است

وحدت و هستی من و تو یکی است

99

اصل اعداد بی مر واندک

یکی آمد چو بشمری یک یک

1010

من ندانم که اندرین چه شک است

که دو در اصل خود دو بار یک است

1111

ذات وحدت، صفات پس افعال

واحد است و عدد ز روی مثال

1212

عشرات و مآت، باز الوف

همچو خط است و سطح و نقش حروف

1313

آن زآحاد وز احد برخاست

وین هم ازنقطه و نُقَط برجاست

1414

همچنین جسم​ها ز سطح و خط است

که مر آن را وجود از نقط است

1515

سه موالید اگرچه از چار است

از یکی بودنش بناچار است

1616

در هیولا و اصل انبازند

آن ز صورت بود که ممتازند

1717

مکن ای خواجه درشمار غلط

تا نگردی به هر چهار غلط

1818

هر یکی از مراتب اعداد

گشته مخصوص از آن علی الافراد

1919

دارد اسما و خاصۀ بسیار

نکند عقل مر ورا انکار

2020

سه در سه عداوت انگیزد

چاردر چار با هم آمیزد

2121

لیکن این جمله خاصۀ احد است

مظهرش عقد و رتبۀ عدد است

2222

باشد آن رتبه همچو شرط ظهور

زاهن و سنگ گشت پیدا نور

2323

حکم شرعی خواص آن رُتَب است

روز روشن در اندرون شب است

2424

سایه هم ظلمت است با خورشید

گرچه ننمود جز به روز سپید

2525

بر تو بگشود سرّ این مشکل

سرّ معنی «کیف مد الظل»

2626

صورت عکس تو در آئینه

نه توئی و نه او هر آئینه

2727

عدم آئینه، ممکن آن عکس است

بحقیقت همه جهان عکس است

2828

عکس آئینه گرچه هست هزار

صورت از وی کجا شود بسیار

2929

خاصه اینجا که آینه​ست عدم

هستی ونیستی، چه بیش و چه کم

3030

عدم آئینه، آینه عدم است

که حدث در مقابل قدم است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

صانعی کوزه ​ای ز برف بساخت

کرد پر آب و اندر آب انداخت

شیخ محمود شبستری»سعادت نامه»فصل دوم»بخش 4 - حکایت

اگلی نظم

امر نسبی است کثرت موجود

صد هزاران شهود و یک مشهود

شیخ محمود شبستری»سعادت نامه»فصل دوم»بخش 6 - فی صدور الکثرة عن الوحدة

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور